تعطیلات چند روزه ی خرداد ماه 1392
سلام قشنگای من خوبید عروسکای من امیدوارم که همیشه شاد و خندون باشید این پست مربوط میشه به سفر سه روزمون به شمال کشور شهر زیبای فریدونکنار ...
درسته بنا به دلایلی اصلا به من و بابایی خوش نگذشت ولی بازهم خدا رو شاکریم که همه چی به خیر و خوشی تموم شد...

اینم سحر(دختر دایی) که شماها عاشقشید خیلیم طفلکی رو اذیت میکنید



برگشتنی هم چشمون افتاد به این طبیعت زیبا و گفتیم حیفه که چند تا عکس نندازیم شما دوتا هم تو ماشین لا لا کرده بودین...


خوب این از سفر چند روزمون اما جونم براتون بگه که عصر ا که میشه دیگه حریفتون نمیشم یه سره جیغ میزنیدو بهونه گیری میکنید به خاطر همین تصمیم گرفتم بعد از ظهر که میشه بریم خونه ی بابا بزرگ و از اونجام هر روز با مامان بزرگ میبریمتون پارک نزدیک خونشون خدا رو شکر با کالسکه سواری دیگه مشکلی ندارید اینقدر بهتون خوش میگذره که حد نداره اینو از چهرتون میشه فهمید شباهم که میایم خونه از خستگی میوفتید میخوابید واین یعنی خود خود صفا وخوشی



دورت بگردم الهی ثنا جونم اینجا داشتی چشاتو به مامانی نشون میدادی ...

واینم موقعی که داشتیم برمیگشتیم خونمون..

عزیزای دلم بی نهایت دوستتون دارم.




تعطیلات چند روزه ی خرداد ماه 1392
